غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

620

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

صدا شرح دهند از دل تنگ و تاريخ اين واقعه عظمى از مضمون اين نظم بلاغت انتما بوضوح مىپيوندد رباعى اسكندر تركمان چو عصيان ورزيد * داراى جهان سزاى او واجب ديد از تيغ ابو الفتح چو بگريخت ز جنگ * تاريخ شد از قدر ابو الفتح پديد در خلال اين احوال قاصد ميرزا الغ بيك گوركان از جانب ماوراء النهر و تركستان رسيده عرضه داشتى رسانيده مضمون آنكه در مغولستان ميان سلطان محمود اوغلان و براق اوغلان محاربه اتفاق افتاد و براق روى بعالم آخرت نهاد و همدران ايام از خراسان ايلچى آمده معروض داشت كه شاهزادگان عاليشان ميرزا مظفر بن ميرزا بايقرا و ميرزا پير محمد كابلى و ميرزا عمر شيخ بن ميرزا پير محمد شيرازى از عالم مجازى انتقال نمودند و خاقان بيهمال از استماع خبر فوت داراى سپهر نامدارى اظهار ملال فرموده جهة ترويح روح ايشان بختمات كلام و اطعام طعام اشارت عليه مبذول داشت و بار ديگر از ماوراء النهر مسرعى رسيده خبر رسانيد كه محمد غازى سلطان محمود اوغلان را كه ياغى شده بود بجهان جاودان فرستاد بيت كشتى تو و كشتند ترا بهر مكافات * تا باز كجا كشته شود آنكه ترا كشت ذكر نهضت رايت ظفر اقتباس از ظاهر سلماس بصوب قلعه النجق و مراجعت فرمودن از نواحى آن حضار در ضمان عنايت مالك الملك مطلق چون خاطر خطير خاقان كشورگير از جانب اسكندر فراغت يافت در هشتم محرم الحرام سنهء ثلث و ثلثين و ثمانمائه از ظاهر سلماس كوچ فرموده عنان بارهء جهان نورد بصوب قلعهء النجق تافت و پس از وصول به مقصد متعلقان اسكندر كه در آن حصن حصين بودند بصوب نياز نثار و پيشكش بيرون فرستادند و چون آنقلعه در متانت با سد سكندر برابر است خاقان و الا گهر بهمانقدر از منتسبان اسكندر راضى شده بجانب قشلاق قراباغ معاودت فرمود و در نوزدهم سفر به آن منزل رسيده مقارن آنحال امير ابو سعيد بن امير قرا يوسف باردوى همايون پيوست و بسعادت بساطبوسى استسعاد يافته عنايت خسروانه شامل حال او گشت و حضرت خاقان سعيد آن زمستان در قراباغ اران بپايان رسانيده حكومت تمامت مملكت آذربايجانرا بامير ابو سعيد مفوض گردانيد و در پانزدهم ماه شعبان بيت بيمن طالع مسعود و بخت ميمون فال * نهاد روى سوى مستقر عز و جلال و در هفتم رمضان بسلطانيه نزول اجلال فرموده و ماه صيام در آنمقام گذرانيده و چون هلال شوال بسعادت و اقبال جمال نمود بآداب روز عيد پرداخته حكام ولايات فارس و عراق را مثل ميرزا ابراهيم سلطان و ميرزا رستم و امير غياث الدين و امير چقماق شامى رخصت انصراف ارزانى